تبليغاتX
هفت آسمون

 

سلام

خوبید؟

منم خوبم.

چه خبرا؟

اول از همه   تــــــــــبــــــــــریــــــــــک به خاطر عید قربان.

دومین تبریک به خاطر اعدام صدام.

که امیدوارم هر لحظه عذابش بیشتر شه.

یه عالمه حرف داشتما .... نمی دونم چرا یادم رفت؟

فکر کنم آلزایمر گرفته باشم.

آهان....

یه نکته : لطفا" شعر پست قبلو جدی نگیرید.

فکر نکنید من از زندگی ناامید شدم .... من هنوز مثل سابق امیدوارم.

از همه دوستای گلم که هنوز به یادم هستن هم تشکر می کنم.

امتحانای ترم هم شروع شد.

برام دعا کنید

اگه معدلم بالای 19 بشه حتما" یه عکس شیرینی یا کیک می زنم تو وبلاگم.

می دونم خسته میشم ....شما هم راضی به زحمت نیستید ....ولی دیگه فقط به خاطر شما.

دعا کنید روی یکی دو نفرو کم کنم شاگرد اول شم....حالا اگه اونم نشد به دوم و سوم هم راضیم.

این شعرو که دیگه حتما" همتون شنیدید من چه قدر ازش خوشم میاد.

 

خداحافظ همین حالا

همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که

بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین

به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که

منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ

نه این که رفتنت ساده س

نه این که میشه باور کرد

دوباره آخر جاده س

خداحافظ واسه این که

نبندی دل به رویاها

بدونی بی تو و با تو

همینه رسم این دنیا

خداحافظ

خداحافظ

 

لطفا" ذوق زده نشوید ....من قصد رفتن ندارم.....شاید کمتر بیام نت...ولی حتما" میام.

فقط می خواستم بگم از این شعر خوشم میاد

یه ضد حال برای چند نفر.

این عکسم به خاطر درخواست زیاد شما دوستان.

 

 

 

 

 از فردا نیاید بگید این عکسو بذار اون عکسو بذارا....اینجا وبلاگ عکسای درخواستی نیست.

خب دیگه من خیلی حرف زدم....خسته شدم.....یادتون نره دعام کنید.

امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید

خدانگهدار

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط کـــبـــوتـــر در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 21:15
عروسک

 

عروسک عشقا همه پوشالیه
دنیا از خنده و شادی خالیه
توی سنگستون روزگار ما
رسم این زمونه بی خیالیه

عروسک قمارو باختم به خدا
آدما رو خوب شناختم به خدا
اگه این دنیا تموم شد واسه من
آره اون دنیامو ساختم به خدا

ولی تو ساکت و سردی عروسک
همیشه بی غم و دردی عروسک

تا یادم میاد به چشم تیله ایت
هاج و واج نگاه می کردی عروسک
تو تنت هرم تابستون نداره
تو چشات یه قطره بارون نداره

تو یه فصل پنجمی عروسکم
فصلی که ترس زمستون نداره
نمی فهمی این ورا چی می گذره
کی خوشه کی خاطرش مکدره

یا که عطر مریم و اقاقی رو
باد پاییزی چه جوری می بره

عروسک شهر شما کجا و ما
آسمون قصه ها کجا و ما

ساده ای و ساکتی عروسکم
آخه دنیای شما کجا و ما

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط کـــبـــوتـــر در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 18:40
کاش....

 

كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني يود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب
روي شفاف تزين خاطره مهماني بود
كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد
قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود
كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود
چه قدر شعر نوشتيم براي باران
غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود
كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود
كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد
و به يادش همه شب ماه چراغاني بود
كاش اسم همه دختركان اينجا
نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود
كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود
كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها
غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود
دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط کـــبـــوتـــر در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 و ساعت 19:21

عید

 بر

عاشقان

مبارک

 باد

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط کـــبـــوتـــر در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت 8:45
زندگی...

((زندگی)) هدیه خداوند به شماست و ((شیوه زندگی شما)) هدیه شما به خداوند. 

 )لیوبوسکالیا(

 

 

زندگی آن قدر دلاویز است که خاطرات تلخ و شیرین آن هم مطلوب و خواستنی است. 

)حضرت علی (ع)(

 

 

زندگی حتی با عشق گمشده نیز شیرین تر از زندگی بدون عشق است. 

)تاگور( 

 

 

هر وقت می شنوم کسی می گوید: زندگی سخت است , دلم می خواهد بپرسم در مقایسه با چی؟

)سیدنی جی.هاریس(

 

همه آنچه درباره زندگی آموخته ام در یک کلمه خلاصه می شود :  مـــی گـــذرد.

)رابرت فراست(

 زندگی...

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط کـــبـــوتـــر در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 13:26
عنوان؟؟؟؟.......نمی دونم.

 

فاصله نمیتواند مانعی بین دو قلب باشد ... بلکه یاد آوری زیباییست از اینکه عشق واقعی تا چه حدی می تواند نیرومند باشد.

 

فراق و دوری در برابر عشق مانند آتش است در برابر باد ... که آتش کوچک را از بین می برد و آتش بزرگ را شعله ورتر می کند.

 

 

از ته قلب عاشق کسی بودن به تو قدرت می دهد و اگر کسی از ته قلب عاشق تو باشد عشقش به تو شهامت می دهد.

 

 

 

سلاااااام

خوبید؟

منم خوبم.

خوشید؟

سلامتید؟

چه خبرا؟

خوش می گذره؟

چی می خواستم بگم؟؟ یادم رفت....اتقدر گرم احوالپرسی شدم

آهان بوی ماه مهر ماه مهربان...

گرفتید چی شد؟

نه؟

خب خودم براتون توضیح می دم.

دیگه ماه مهر اومد و من از اول مهر کمتر میام نت.

نه این که اصلا" نیام

عمرا"...فکر کردید به این زودی از دستم راحت میشید

میام ولی فکر کنم دیگه نتونم روزی دوبار بیام...سعی می کنم زود زود بیام

گفتم از الان تاخیرامو موجه کنم بعدا" به حساب بی معرفتیم نذارید.

من بامعرفت ترین کبوتر دنیام باور کنید

تو ماه رمضون هم حسابی منو دعا کنید.

امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید.

خدانگهدار 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط کـــبـــوتـــر در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 11:18
این روزا...

 
اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانه شون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه
شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه
اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه
قلباي مثل دريامون پر از خراش و تركه
اين روزا عادت گلا مرگ و بهونه كردنه
كار چشماي آدما دل رو ديونه كردنه
اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه
اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه
اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره
اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه
چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه
كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه
اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توي زندگي همديگرو جا مي ذارن
جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه
اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه
اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه
زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه
اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه
تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه
بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه
اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن
دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن
اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره
مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن
درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن
اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن
اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم
شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن
درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن
اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه
بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه
اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست
انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط کـــبـــوتـــر در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 12:49
يک حقيقت تلخ...

 

يه نفر خوابش مياد و واسه ي خواب جا نداره يه نفر يه لقمه نون براي فردا نداره
يه نفر مي شينه اسكناساشو مي شمره مي خواد امتحان كنه كه تا داره يا نداره
يه نفر از بس بزرگه خونشون گم مي شه توش، اون يكي اتاقشون واسه همه،جا نداره
بابا مي خواد واسه دخترش عروسك بخره انتخابم مي كنه ، پولشو اما نداره
يكي دفترش پر از نقاشي و خط خطيه، اون يكي مداد براي آب و بابا نداره
يكي ويلاي كنار درياشون قصره، ولي اون يكي حتي تو فكرش آب دريا نداره
يكي بعد مدرسه توپ چهل تيكه مي خواد مامانش ميگه اينا گرونه اينجا نداره
يه نفر تولدش مهمونيه همه ميان، يكي تقويم واسه خط زدن رو روزا نداره
يكي هر هفته يه روز پزشكشون مياد خونش، يكي داره مي ميره ، خرج مداوا نداره
يه نفر مي ارزه امضاش به هزار تا عالمي، يكي بعد عمري رنج و زحمت امضا نداره
يكي از واحداي بالاي برجشون مي گه يکي اما خونشون اتاق بالا نداره
يكي جاي خاله بازي كلاس شنا مي ره يكي چيزي واسه نقاشي ابرا نداره
يكي فكر آخرين رژيماي غذاييه يكي از بس كه نخورده شب و روز نا نداره
يكي از بس شومينه گرمه مي افته از نفس يكي هم براي گرماي دساش.. ها... نداره
يه نفر تمام روزاش پر رنج و سختيه هيچ روزيش فرقي با روزاي مبادا نداره
يكي آزمايش نوشتن واسش ،‌اما نمي ره مي گه نزديكياي ما آزمايشگاه نداره
بچه اي كه تو چراغ قرمزا مي فروشه گل مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤيا نداره
بعضي قلبا ولي دنيايي واسه خودش داره يه چيزايي داره توش كه توي دنيا نداره
هميشه تو دنيا كلي فرق بين آدما س اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره
خدا به هر كسي هر چيزي دلش مي خواد بده همه چي دست اونه ،‌ربطي به شعرا نداره
آدما از يه جا اومدن ، همه مي رن يه جا اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط کـــبـــوتـــر در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 12:45
عیدتان مبارک

 

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

 

 

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

مهدی طاووس اهل بهشت است.

 

 

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید شب هجران تو یا نه

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

 

 

تولد  حضرت صاحب الزمان (عج) را به هم جهانیان تبریک میگویم.

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط کـــبـــوتـــر در شنبه هجدهم شهریور 1385 و ساعت 11:43
پس چرا عاشق نباشم؟

 

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد

 

نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد

 

من که می دانم که تا سرگرم بزم و مستی ام

 

مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد

 

پس چرا عاشق نباشم؟

 

پس چرا عاشق نباشم؟

 

من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست

 

بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست

 

من که می دانم اجل ناخوانده و بیدادگر

 

سر زده می آید و راه فراری نیست نیست

 

پس چرا عاشق نباشم؟

 

پس چرا عاشق نباشم؟

 

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط کـــبـــوتـــر در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 10:33